الفيض الكاشاني
123
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
به مالك آن واگذارد ، و آنچه را كه يكى از صحابه گفته است بگويد كه : باك ندارم ثروتمند باشم يا مستمند چه نمىدانم كدام يك از اين دو براى من بهتر است . بيان آن كه گريز از شهرهايى كه گمان ارتكاب گناه در آنها مىرود و نكوهش آنها مضرّ به مقام رضا نيست ( 1 ) بدان انسان ضعيف گمان مىكند كه نهى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از خارج شدن از شهرى كه در آن طاعون بروز كرده « 1 » دليل بر نهى از خروج از شهرى است كه در آن گناه واقع مىشود ، زيرا هر كدام از آنها فرار از قضاى الهى است . و اين استدلال ممتنع است چه علت نهى از ترك شهرى كه در آن طاعون بروز كرده آن است كه اگر اين در بسته نشود تندرستها از آن كوچ مىكنند و تنها بيماران و طاعونزدهها بلا تكليف و بدون سرپرست در شهر مىمانند و همگى ساده و آسان نابود مىشوند . از اين رو پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بنابر بعضى از اخبار فرار از شهر طاعونزده را به فرار از صف جنگ با كافران تشبيه فرموده است « 2 » ، و اگر اين امر از قضاى الهى بود به كسى كه نزديك شهر رسيده اجازه بازگشت داده نمىشد ؛ و ما حكم شرعى آن را در كتاب توكّل ذكر كردهايم . چون اين معنا دانسته شد روشن گرديد كه فرار از شهرى كه در معرض گناه است فرار از قضاى الهى نيست بلكه قضاى الهى گريختن از آن و از همهء چيزهايى است كه در برابر آنها چارهاى جز فرار نيست . همچنين نكوهش محلهايى كه انسان را به ارتكاب گناه مىكشانند و بدگويى از اسبابى كه به گناه دعوت مىكنند به منظور ايجاد نفرت از گناه نكوهيده نيست ، چه اين امر عادت پيشينيان صالح بوده به طورى كه گروهى بر نكوهش بغداد اتّفاق داشته و بدگويى از آن را اظهار و از آن خواستار فرار بودند . ابن مبارك گفته است : شرق و غرب را گردش كردم شهرى بدتر از بغداد نديدم . گفتند : چگونه ؟ گفت : آن شهرى است كه نعمت خدا در آن خوار است و معصيت خدا در آن كوچك شمرده مىشود ، و هنگامى كه وارد خراسان شد به وى گفتند : بغداد را چگونه ديدى ؟ پاسخ داد : در آن جز پليس خشمناك و بازرگان اندوهناك و قارى سرگردان نديدم .
--> ( 1 ) نهى از فرار از طاعون ، صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 27 از حديث اسامة بن زيد . ( 2 ) پيش از اين در كتاب آداب سفر ، ج 4 ، ص 52 آن را نقل كردهايم : مسند احمد ، ج 6 ، ص 145 .